One thought on “ملکان عذاب”

  1. به گمانم زمان جسمیتی دارد، که همچنان که ما از روی زمین خدا می‌گذریم جای پایمان را می‌گذاریم. حتماً زمان هم پاهای غیر قابل تصوری دارد که وقتی بر تنمان می‌گذرد ردَ پایش می‌ماند***ملکان عذاب آقای (ابوتراب خسروی) را سال 92 تهیه کردم. بگذریم که پیش‌تر خارج از کشور چاپ شده بود و من بس [...]

  2. زکریا در سرزمین عجایبمیلاد کامیابیان1اگر بنا بر کنار گذاشتن نظریه و، به عوض، تقدم‌بخشی به مواجهه‌ی حسی با اثر هنری باشد، باید بگویم خواندن «ملکان عذاب» نه شگفت‌زده‌ام کرد و نه متأثر. حال آن‌که اگر قرار به در نظر آوردن اطلاعاتی فرامتنی مثل نام و کارنامه‌ی نویسنده‌اش باشد، [...]

  3. اسفار کاتبان مرا واداشت ملکان عذاب را هم بخوانم. پشیمان نیستم چون فهمیدم دیگر از این نویسنده نخواهم خواند. مشکل فقط داستان تکراری نبود. اشتباهات فاحشی وجود داشت که خواندن را بعضی جاها سخت می کرد. همچنین روایتی که از خانقاه به اصطلاح صوفیان کرده و آن را به سازمانی مخوف شبیه کرده [...]

  4. نیمه‌ی اول کتاب را لاجرعه خواندم، اما به نیمه‌ی دوم که رسید کنارش گذاشتم و یک ماهی آهسته‌آهسته ورقش زدم. «ملکان عذاب» را به گمان من باید فارغ از قصه‌ی عریض و طویلش به حساب آورد، چرا که لحن‌بازی‌های نویسنده و ادبیاتش متناسب با هر یک از راوی‌ها، آن‌قدر می‌ارزد که کتاب را با [...]

  5. در مورد نثر کتاب همچنان مثل گذشته باید بگویم که مسحور کننده است. درباره‌ی خود داستان و ایده‌های ابوتراب خسروی به نظرم می‌آید که کم تر نویسنده‌ی فارسی زبانی این قدر جسارت داشته که مضامین کم و بیش فانتزی را با المان‌های ایرانی ترکیب کند و حتا از المان‌های ایرانی مثل خانقاه و [...]

  6. ابوتراب رو سال‌ها پیش، شاید اون موقع‌ها که هنوز خودم رو نوجوون خطاب می‌کردم به طور اتفاقی با خریدن کتاب ویران باهاش آشنا شدم. کتاب رو یادم نیست چرا نتونستم کامل بخونم ولی قلم نویسنده منو گرفته بود. بعدها رفقا ریختن رو سرمون که هوار داد بیاید شاهکار نویسنده‌های فارسی‌زبون ر [...]

  7. من متوجه این تکرارهای نویسندگان نمی شوم، مثل تکراری که سناپور در ویران می آیی کرده و نیمه غایب را تکرا کرده حالا ابوتراب خسروی هم تقلید و تکراری به مراتب ضعیف تر از اسفار کاتبان ارائه کرده است. داستان و حال و هوایش به شدت تکراری است ولی به هیچ عنوان قدرت اسفار را ندارد. چقدر غلط [...]

  8. فکر می کنم این کتاب مقدم بر داستانش، بیانیه ایه درباره "حضور مکتوب" که البته بسیار خوب این مفهوم رو پرورونده. جایی که از انجمن شفق صحبت می کنه و اینکه انجمن شفق ادامه حضور مکتوب شیخ سفلی است، انگار ادای دینی می کنه به هوشنگ گلشیری و تاثیراتی که بر نویسندگانی از جمله ابوتراب خسرو [...]

  9. به زحمت داستان رو تموم کردم. داستان تکراری و جملات تکراری. اتفاقاتی که بی دلیل می افتند. مثل پیدا شدن سرو کله مادر در خانقاه. سبک داستانی تودرتوی گذشته و حال . کار ضعیفی بود از ابوتراب خسروی.

  10. ابوتراب تنها نویسنده‌ی ایرانی‌ست که این‌طور مرا درگیر می‌کنداین طور مرا در پیچ و خم مدام و یک بند کلماتش اسیر می‌کند و به دام می‌کشدنویسنده‌ای که هیچ‌گاه ناامیدم نکرده و مرا با اسفار کاتبانش و روایت جان‌سوز اقلیما عاشق دلبسته‌ی خودش کرد.نویسنده‌ای که به زعم من چه خوب پ [...]

  11. حس می کنم داره تکرار میشه خسروی،غیر از حدود سی صفحه ی اول،باقی کتاب تکراری بود بر کارای قبلش مثل اسفار و رود راوی.خصوصا این ادبیات ظاهرا صوفیانه و اون رابطه ی غریب پدر و پسری رو اصلا تاونستم درک کنم،شاید در سه داستانی که به موازات هم تعریف میشد فقط ماجرای دختر و پسر اون هم توی ز [...]

  12. عنوان: ملکان عذاب؛ نویسنده: ابوتراب خسروی؛ مشخصات نشر: تهران، ثالث، 1388، در 354 ص، شابک: 9789643807269؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فارسی قرن 14 خورشیدی، قرن 21 م

  13. delsharm/1396/12/04/ma«ملکان عذاب» نوشتهٔ‌ ابوتراب خسروی در سال ۲۰۱۲ از سوی نشر ناکجا در پاریس منتشر شد. البته این کتاب در ایران قبل‌تر منتشر شده بود. این کتاب جایزهٔ گران‌قدر جلال آل احمد را از آن خود کرده است. شنیده‌ام که این کتاب نحوی از تکرار «اسفار کاتبان»، دیگر رمان این نویسنده، [...]

  14. بدترین رمانی که ممکن است از شانس بد، در طول عمر شریف‌تون باهاش مواجه بشین. یه کتاب درجه 5، اگر که چنین دسته‌ای وجود داشته باشه. طبعاً از خسروی بعید بود، اما واقعاً "ملکان عذاب" در همه‌ی جنبه‌ها خام، احمقانه و نفرت‌انگیزه.

  15. شاید ملکان عذاب با توجه به سابقه نویسنده از نظر تکنیکی چیزهایی کم داشته باشد، اما برای خواندن رمان هایی با مضمون های جذاب و عمیق، و دور از داستان های کسل کننده و بی فایده زندگی روزمره، چاره ای جز خواندن آثار ابوتراب خسروی و نویسندگانی از این دست نداشته باشیم

  16. با رفت و برگشت های زمانی داستان مشکلی نداشتم، با این که این تغییر زمان باعث مسرت میشد که مجبور نیستم ادامه تکراری توصیفات اغلب خسته کننده رو بخونم، مشکل داشتم کار خوبی نبود متاسفانه

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *