One thought on “روی ماه خداوند را ببوس”

  1. همواره آقاي ( مصطفي مستور ) را جزو نويسندگان فاجعه‌آميز داستان‌نويسي امروز ايران مي‌دانم. نويسنده‌اي با جغرافياي فكري محدود و همواره در حال تكرار خود و شخصيت‌هاي داستاني‌اش. شخصيت‌هايي كه در همه‌ي كتاب‌هاي ايشان مدام تکرار می‌شوند، با طرز تفكری یکسان. و بدبختانه دنياي [...]

  2. Kiss the Fair Face of God, Mostafa Mastoorتاریخ نخستین خوانش: اول فوریه سال 2002 میلادیعنوان: روی ماه خداوند را ببوس؛ نویسنده: مصطفی مستور؛ تهران، نشر مرکز، 1379؛ در 112 ص؛ چاپ دوم 1381؛ سوم تا پنجم 1382؛ ششم 1383؛ چهاردهم تا هفدهم 1385؛ هجدهم تا بیست و دوم 1386؛ بیست سوم تا بیست و ششم 1387؛ بیست و هفتم تا سی و یکم 13 [...]

  3. به طرز موذیانه ای زرد!تا اواسط کتاب که یونس سوالاتی رو مطرح میکرد خیلی داشت خوب پیش میرفت، اما از وقتی که علی پاش به ماجرا باز شد همه چیز به هم ریخت و جهان یهویی گوگولی مگولی و معنا دار شد!!حتی ذهن پرسشگر یونس!!درباره شخصیت پردازی ها که بذارین چیزی نگم.نه به اون مهردادی که مدام یا [...]

  4. نمی دونم چطور اسم چنین کتابی رو میشه گذاشت رمان. این کتاب بیشتر بیانیه چند آدم شاکی بود که کاراشون منطق خاصی نداشته. هم اون دکتر خل و چل که دچار مرگ عشقی شده بود (و مثلا می خواست نشون بده که عشق و ایمان ظرفیت می خواد) و هم اون محقق میمون که برای اینکه خودشو خالی کنه، اعتقادات زنشو [...]

  5. وقتی این کتاب را خواندم و شماره چاپ و تیراژ آنرا دیدم که برای جامعه کتاب نخوان ما میتواند قابل توجه باشد،بیشتر فهمیدم که چقدر اوضاع خرابست که چنین کتابی میشود محبوب و پر تیراژ و از آن و کتابهای دیگر همین نویسنده به عنوان شاهکار یاد می کنند!!دیگران را نمیدانم اما تصمیم ندارم هزی [...]

  6. لا يُمكِن بأى شكل محو الله من الحياة.يُمكِن أن يُنسَى لفترة ما لكن لا يمكن اجتنابه على الدوام.هذا الأمر بالنسبة لى يعنى اجتناب الحياة نفسها. وحينما تضع الحياة جانبًا فلا بد أنك سقطت فى الموت.أول تجاربى مع الأدب الإيرانى.هنا أمام رواية رغم قلة عدد صفحاتها، إلاّ أنها مليئة بالأ [...]

  7. واقعا در تعجبم که چرا به همون میزان که به فیلم های شاخص ایرانی توجه میشه ، چرا به کتاب های خوب ایرانی مثل این کتاب توجه و بولد نمیشه، درحالی که بنظرم اگر فرهنگ کتابخونی در جامعه بیشتر بشه تاثیر کتاب اگه از فیلم بیشتر نباشه، کمتر نخواهد بود و حتی خیلی بنظرم میتونه امثال چنین کتا [...]

  8. باز هم میگم هر چیزی که ما باهاش ارتباط برقرار می کنیم لزوما یک اثر ادبی نیست.یک مقاله هم می تونه همین تاثیر رو داشته باشه.نمی دونم چرا این روزها اغلب فکر می کنن شاهکار بودن یک اثر یعنی اینکه شبیه تفکرات ما باشه یا با ما ارتباط برقرار کنه.اگر آدمها در اثار کارور ودرمانده هستند در [...]

  9. اين كتاب تاثير كذارترين كتابي بوده كه تا حالا خوندمكوتاه ولي پر از تيكه هايه قابله تاملبه هكه پيشنهاد مي كنم كه اين كتاب نه يه بار بلكه چند بار بخونن

  10. شک یونس به وجود خدا غیر واقعی به نظرم می اومد. بیشتر به نظر می رسید از اون دسته افراده که از خدا عصبانی هستن ولی میدونن که خدایی هست.

  11. به نظرم خیلی سطحی،کلیشه ای و بیشتر شبیه یه نصیحت نامه ی خسته کننده بود که خیلی حرفاش بی اساسه و گاهی بی ربط و گاهی هیچ حرفی برای گفتن نداره

  12. محتوای اصلی کتاب در مورد خداست.اینکه خدا وجود داره یا نه. واینکه ایا عقل ومحاسبات بشری قادر به حل اینگونه سوالات هست یا نه.درسته که برای اثبات وجود خدا راههای عقلانی زیادی وجود داره ولی چیزی که حرف آخر رو برای یقین به وجود خدا میزنه و باعث میشه دل انسان باهاش مطمئن و ارام بشه چی [...]

  13. تعریفش رو اول شنیدم بعد رفتم سراغش.این کتاب اون موقع اولین کتابی بود که از مستور میخوندم.صفحه ها رو بی حوصله ورق میزدم بلکه توی صفحه ی بعدی ببینم اون چیزی رو که بایداما خوب کتاب تمام شد و من تو حیرت موندم واقعا.که اخرش که چی؟به نظر من اقای مستور بیشتر شانس دارند تا هنر! البته عذر [...]

  14. داستانی که خوب شروع شد ولی خوب تموم نشد. این سومین (و احتمالا آخرین!) کتابی بود که از این نویسنده خوندم. نمیدونم چرا مستور اصرار داره که همه چیز و همه شخصیتارو سفید مطلق یا سیاه مطلق نمایش بده. یه شخصیتی رو میذاره جلوت و میگه: این خوبه، این فرشته س! و برعکس یکی دیگه رو شیطان محض معر [...]

  15. اوایل کتاب با ایده نه چندان خوبی شروع شده : خدا هست یا نیست .منظورم اینه که من در مورد خدا به شخصه دغدغه های مهم تری داشتم و این که خدا هست یا نیست یک مسئله حل شده است. از فصل های اول کتاب که احساس می کنم ناشیانه هنوشته شده خوشم نمیاد. به نظرم اوج کتاب مکالمه علی با راننده تاکسی است [...]

  16. هل الله موجود؟ إذا وقعت في قبضة الشك، إقرأ هذه الرواية علك تجد الخلاص. رواية للأديب الإيراني مصطفى مستور، رواية عميقة، استمعت بها رغم حواراتها الفلسفية. المترجم مصري وأزعجني جدا حينما ترجم بعض العبارات إلى اللهجة العامية المصرية!! أين الفارسية من اللهجة المصرية؟! برر المترج [...]

  17. این کتاب همون چیزیه که نویسنده می‌خواد بگه.یعنی اگه بخوایم با خط کش و معیارهای رمان نویسی (عقلانی) بسنجیمش.نه!خوب نیست ولی اگه بخوام با معیارهای ارزشی(چیزی فراتر از عقل ادبیاتی) بسنجیم .آره!واقعا ارزش خوندن داره.تا نیمه های کار حس جالبی بهش نداشتم ولی حالا که تموم شده همون حسی ر [...]

  18. تا قبل فصل 16 میخواستم بش 3 بدم.خیلی خوب بود. :) «متاسفم، واقن متاسفم. بعضی وقت‌ها خداوند رو به هیچ شکلی نمی‌شه از توی زندگی محو کرد.یعنی شاید بشه برای مدّتی اون رو فراموش کرد اما نمی‌شه برای همیشه کنارش گذاشت. دست کم این کار برای من به معنای کنار گذاشتن خود زندگیه. وقتی زندگی رو ک [...]

  19. ye qanone mohem: hich ketabe khubi tu iran be chape 22 nemirese. talan vaqt khondane ketab asabani nashode bodam. dorost be andazeye inke majboret konan khabare 20:30 bebini zajr avar bod.ya soal falsafi daram: chera esmesho gozashte dastan. mitonest ye maqale benvise khalas. teme ketabo az feranio va zoii gerefte bud baz daram asabi misham(bayad moadab basham)yechizo motmaeenam dige hichkodom az ketabaye in babaro nemikhunam

  20. مستور نویسنده ی خاصی است.بی احساس ها نمی فهمنش.اما یک عاشق خیلی خوب میتواند درکش کند و لذت ببرد از کتابهایش.من با داستان های مستور،با شخصیت هایی که مدام تکرارشان می کند و حتی اسم هایشان را هم عوض نمی کند زندگی می کنم.بعضی داستان هایش را اینقدر خواندم که دیگر حفظ شدم.برای مستور خ [...]

  21. روی ماه خداوند را ببوس/ مصطفی مستور/ نشر مرکز/ چاپ بیست و سوم/ 113 صفحه/ تاریخ اتمام کتاب: چهارشنبه 16 فروردین 96آیا خداوندی هست؟ سوالی که سال ها و سال ها و سال هاست که جامعه ی انسان ها را رها نکرده و نخواهد کرد. یکی از تامل برانگیزترین جملات درباره ی همین سوال از شاهکار "برادران کارام [...]

  22. یکی از بدترین کتاب‌هایی که تا به‌حال خوندم! ابتدای داستان نوید یه قصه جالب رو می‌ده اما بعد به بدترین شکل ممکن به پایان می‌رسه!

  23. یک کتاب با رعایت تمام قوانین کلاسیک ولی اصلا خواننده را جذب نمی کندنمی دانم چرااین کتاب باعث شد دیگر کتابی از این نویسنده نخوانم

  24. I think that I`ve read this book at the time that I should read itcause It was an answer(better to say shows a way of answering) ti my current confusing questions.when I was reading this book sometimes I said to myself "I am aperson of this story,maybe the main person" cause all of the questions that were asked in this story werw my main questions.I suggest this book to all my friends , specially to the persons who are involved with phylosophical questions.

  25. اصلا دوستش ندارم ! نه شخصیت پردازی داشت ، نه گره داستانی قوی و نه حتی دیالوگهای خوب و به یاد ماندنی !!!

  26. خوندن کتاب بهم تا یه حدی توی هضم بعضی از مسائل ذهنی و درونی که چندین ساله درگیرشون هستم، کمک کرد، حالا نه به صورت صددرصدی، اما خوب بود به هر حال.

  27. جملاتی از این کتاب: "خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره.این یک رابطه ی دوطرفه ست""همه،هیچ چیز نیستند مگر مجموعه ای از رفتار.وزن معنوی هرکس مجموع وزن رفتارهاشه.به نظر میرسه که هر انتخاب مثل خطی است که بر صفحه ی سفید هستی خودمون می کشیم.بسیاری از آدم ها ک [...]

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *