One thought on “فال خون”

  1. داستان از زبان سربازی روایت می شود که همراه با افسر مافوقش برای دیده بانی به بالای کوهی می روند.داستان با همین دو شخصیت پیش می رود تا اینکه نفر سومی هم از راه می رسد.کتاب حول احوالات این سرباز می چرخد.با مطالعه این کتاب میتوان تا حدودی به تفاوت روحیه سربازان ایرانی و عراقی پی بر [...]

  2. نويسنده حق داره وقتي بخواد گوشه اي از چهره واقعي جنگ رو توصيف كنه ، اون حتماً بايد طرف دشمن باشهاين داستان ميتونست به عنوان يك داستان كوتاه در يك مجموعه داستان چاپ بشه .

  3. شاید چند صفحه ی اول را دقیق نخوندم ، اونجا که فهمیدم داستان از زاویه دید کی نوشته شده و اون شخصیت کی هست به معنای کامل شاخ در اوردم :) البته یه لحظه هایی فکرش رو کردم ولی اون جا که فهمیدم بسیار کیف کردم ،عجیب!

  4. از اون کتابا بود که اخرش ادم حس و نظری نداره. متن و ادبیات خوبی داشت ونمی شد گفت کتاب بدیه اما از طرفی هم پایانش مدلی بود که آدم نمی تونست درکش کنه. خوشحالم که خوندمش. شاید یه روزی بفهممش.

  5. بد نبودتا حالا کتابی ندیده بودم که از این زاویه خاص به جنگ ایران و عراق پرداخته باشهاز زاویه و دیدی انسانیهیچ قهرمان پروری در داستان وجود نداشت. البته بهتر بود که سربازان ایرانی می بودند ولی کاملا درک میکنم که احتمالا برای گرفتن مجوز مجبور شده این چهره عادی و ترسو و گاهی زشت رو [...]

  6. کاش جنگ به اینجاها کشیده نمی شد و می گذاشتند این کوه،در تنهایی باستانی خود ، همچنان مغرور و نظاره گر باشد.شنیده بود فقط کسانی بیشتر از مرگ می ترسند که تخیل قوی دارند. زیرا هول مرگ در نظر آنها بس عظیم است.

  7. نگاه روایت جدیدی داشت اما هیچ فرجامی نداشت؛ یعنی اساسا داستان پرداخت واقعی ندارد تا مانع از پرسش «خب که چی» در انتهای خوانش کتاب شود

  8. وسطهاي كتاب بود كه كم كم متوجه شدم راوي كيه !! از همون لحظه ديدگاهم به آدمهاي درگير در جنگ تغيير كرد كتاب خوبي بود

  9. کتاب رمان «فال خون»؛ داوود غفارزادگانفال‌خون #رمان کم‌حجمی است اما در بین کتاب‌های دفاع مقدس، نگاه متفاوت‌تری دارد. برای درک این نگاه، یکی‌دوساعتی با سرباز و افسر دیده‌بان همراه شوید!حیف است که واقعیت داستان کتاب را بدانید. بهتر است خودتان کشف کنید. شاید در همین اندازه بت [...]

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *